اخبارسینما و تئاتر

تام استاپارد، نمایشنامه‌نویس برجسته بریتانیایی، در ۸۸ سالگی درگذشت

تام استاپارد، نویسنده پرآوازه بریتانیایی و خالق آثاری ماندگار چون «شکسپیر عاشق» و «روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده‌اند»، در سن ۸۸ سالگی درگذشت.


به گزارش میزهنری و به نقل از ورایتی،تام استاپارد، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس برجسته بریتانیایی که با آثاری ماندگار همچون «شکسپیر عاشق» برنده جایزه اسکار و با نمایش‌نامه‌هایی چون «روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده‌اند» چهار بار برنده جایزه تونی شد، در سن ۸۸ سالگی درگذشت.

خبرگزاری اسکای نیوز به نقل از نماینده‌ی قانونی او، یونایتد ایجنتس، گزارش داد: «ما عمیقاً متاسفیم که اعلام کنیم موکل و دوست عزیزمان، تام استاپارد، در آرامش و در کنار خانواده‌اش در خانه‌اش در دورست چشم از جهان فروبست.» در این بیانیه آمده است: «او به خاطر آثارش، به خاطر درخشش و انسانیتشان، و به خاطر شوخ‌طبعی، بی‌ادبی، روح سخاوتمند و عشق عمیقش به زبان انگلیسی، برای همیشه در خاطره‌ها خواهد ماند.»

استاپارد، که در دوران کودکی و همزمان با حکومت نازی‌ها از چکسلواکی گریخته و سرانجام در انگلستان ساکن شده بود، استاد مسلم سبک‌شناسی زبان شناخته می‌شد و بیش از هر چیز به خاطر بازی‌های هوشمندانه و بدیعش با کلمات مشهور بود. او که برای صحنه تئاتر، سینما و رادیو قلم می‌زد، به کاوش در مضامینی چون خیانت، سیاست و هویت می‌پرداخت؛ موضوع اخیر به شدت تحت تأثیر تجربه شخصی زندگی در دو فرهنگ متفاوت قرار داشت. حتی صفت «استوپاردی» برای توصیف آثاری ابداع شد که با بهره‌گیری از شوخ‌طبعی و کمدی، مفاهیم عمیق فلسفی را پیش می‌برند.

آغاز درخشان با دو شخصیت فرعی شکسپیر

استاپارد در سال ۱۹۶۶ و با نمایش «روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده‌اند» که دو شخصیت فرعی نمایش «هملت» شکسپیر را محور قرار می‌داد، به عرصه تئاتر بریتانیا پا گذاشت. این اثر اگرچه در جشنواره فرینج ادینبورگ با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد، اما توجه شرکت تئاتر ملی را به خود جلب کرد و راهی اولد ویک لندن و سپس برادوی شد و برای استاپارد اولین جایزه تونی بهترین نمایشنامه را در سال ۱۹۶۸ به ارمغان آورد. او خود در سال ۱۹۹۰ فیلمنامه اقتباسی این اثر را نوشت که برنده شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شد.

در دهه ۱۹۷۰، استاپارد با آثاری چون «پرش» (۱۹۷۲)، طنزی درباره فضای آکادمیک فلسفه، و «سفرهای عجیب و غریب» (۱۹۷۴)، که به ملاقات تصادفی لنین، جیمز جویس و تریستان تزارا در زوریخ سال ۱۹۱۷ می‌پرداخت، موفقیت خود را تثبیت کرد. «سفرهای عجیب و غریب» در سال ۱۹۷۶ جایزه تونی را برایش به همراه آورد.

گذار به عرصه احساسات و مسائل شخصی

اگرچه در ابتدا برخی منتقدان، آثار استاپارد را فاقد عمق احساسی و تعهد اجتماعی می‌دانستند، اما نمایشنامه‌های بعدی او مانند «چیز واقعی» (۱۹۸۲) و «آرکادیا» (۱۹۹۳) نشان دادند که او به همان اندازه که در بازی با کلمات چیره‌دست است، می‌تواند بر جنبه‌های عاطفی و شخصی نیز متمرکز شود. «چیز واقعی» که نمایشی در دل نمایش درباره رابطه عاشقانه بود، برای او دومین جایزه تونی را در سال ۱۹۸۴ به ارمغان آورد.

سه‌گانه عظیم «ساحل آرمان‌شهر» (۲۰۰۲) که به زندگی روشنفکران روس در آستانه انقلاب می‌پرداخت و اجرای کامل آن ۹ ساعت به طول می‌انجامید، یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های تئاتری استاپارد بود که در نهایت در سال ۲۰۰۷ جایزه تونی بهترین نمایشنامه را کسب کرد. او سپس در «راک اند رول» (۲۰۰۶) بار دیگر به خاستگاه چک خود بازگشت و به تاثیر موسیقی و سیاست در دوران کمونیسم پرداخت.

توقف ناپذیر در سینما و تلویزیون

حضور استاپارد در سینما نیز به همان اندازه درخشان بود. او علاوه بر بردن اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی برای «شکسپیر عاشق» (۱۹۹۸)، در نگارش فیلمنامه فیلمهای شاخصی چون «برزیل» (۱۹۸۵) و «امپراتوری خورشید» (۱۹۸۷) برای استیون اسپیلبرگ همکاری داشت. از دیگر اقتباس‌های سینمایی او می‌توان به «خانه روسیه»، «بیلی باتگیت»، «آنا کارنینا» و «تب لاله» اشاره کرد. استاپارد همچنین با اقتباس از رمان «پایان رژه» برای شبکه اچ‌بی‌او، یک مینی‌سریال تحسین‌شده با بازی بندیکت کامبربچ خلق کرد.

گفته می‌شود که او به عنوان یک فیلمنامه‌نویس پشت صحنه، در بازنویسی فیلم‌نامه‌های بزرگی مانند «ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی» و «جنگ ستارگان: قسمت سوم – انتقام سیت» نقش داشته است.

زندگی پر فراز و نشیب؛ از گریز از نازی‌ها تا تبعید در انگلستان

زندگی شخصی استاپارد خود داستانی شگفت‌انگیز است. او که در چکسلواکی و در خانواده‌ای یهودی متولد شد، اندکی قبل از حمله نازی‌ها به همراه خانواده به سنگاپور گریخت. پس از اشغال سنگاپور توسط ژاپن، او به همراه مادر و برادرش به بمبئی نقل مکان کردند، در حالی که پدرش که در چکسلواکی مانده بود، در جریان جنگ جان باخت. استاپارد تا پنج دهه بعد از سرنوشت پدرش بی‌خبر بود.

مادرش سپس با یک افسر بریتانیایی به نام کنت استاپارد ازدواج کرد و خانواده به انگلستان نقل مکان کردند. تام جوان که نام خانوادگی ناپدری خود را برگزید، به گفته خودش، بریتانیایی شدن را «برنده شدن جایزه اول در بخت‌آزمایی زندگی» می‌دانست.

او که در روزنامه‌نگاری در بریستول آغاز به کار کرد، به سرانه به عرصه تئاتر گرایید و با حمایت چهره‌هایی چون پیتر اوتول، نویسندگی را به صورت حرفه‌ای دنبال کرد.

تام استاپارد در طول عمر پربار هنری خود، دو بار ازدواج کرد و از او چهار پسر به نام‌های الیور، بارنی، اد (بازیگر) و ویل به جای مانده است. او نه تنها در تئاتر و سینما، که در ذهن و قلب علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی، میراثی جاودان از خود به جای گذاشته است.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *