هوشنگ جاوید: موسیقی نواحی در آستانه نابودی؟

موسیقی نواحی ایران در نقطهای بحرانی ایستاده،اصالت در حال رنگ باختن است و تغییرات مدرن بیرحمانه پیش میروند. هوشنگ جاوید، پژوهشگر برجسته، از زوال تدریجی این میراث سخن میگوید و هشدار میدهد که اگر مسیر فعلی ادامه یابد، چیزی جز نامی محو از موسیقی نواحی باقی نخواهد ماند. آیا این موسیقی آخرین نفسهای خود را میکشد، یا راهی برای نجات آن باقی مانده است؟
به گزارش میزهنری، هوشنگ جاوید، پژوهشگر برجسته موسیقی نواحی و بنیانگذار جشنوارههای مختلف موسیقی آیینی، در گفتوگویی مفصل به تحلیل روند تغییرات موسیقی نواحی ایران پرداخته و از چالشهای آن سخن گفته است.
تحول موسیقی نواحی،از سنت تا معاصرت
جاوید در این گفتوگو با اشاره به ورود به قرن جدید شمسی، وضعیت موسیقی نواحی را متفاوت از گذشته توصیف کرد. وی بر این باور است که آنچه از اصالتهای موسیقی نواحی باقی مانده، به دلیل تغییرات اجتماعی، ظهور رسانههای نوین و عدم حمایت جدی از هنرمندان اصیل، رو به افول گذاشته است. وی تأکید کرد:
نسل پژوهشگری که من هم بخشی از آن هستم، آخرین افرادی بودند که با هنرمندان نسل پیشین، یعنی بازماندگان هنر قرن گذشته، روبهرو شدند. اما امروز آن نسل از بین رفته و تنها برخی شاگردان و فرزندان آنها باقی ماندهاند که شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد آن دانش و مهارتها را حفظ کرده باشند. بقیه فراموش شده است.
وی معتقد است که تأثیر رسانههایی همچون رادیو، گرامافون، سینما و تلویزیون، حتی از دهه ۱۳۱۰ به بعد، باعث شده تا موسیقی بومی به سمت تغییر و ترکیب با سبکهای دیگر برود.
آسیبهای ناشی از گروهنوازی در موسیقی نواحی
یکی از نکات مورد تأکید جاوید، تغییر ساختار موسیقی نواحی از اجراهای فردی و استاد-شاگردی به گروهنوازی است. او معتقد است که این تغییرات، اصالتهای موسیقی نواحی را خدشهدار کرده است:
گروهنوازی در موسیقی نواحی ابتدا در دوران قبل از انقلاب شروع شد؛ آن زمان وزارت فرهنگ و هنر گروههایی را در شهرهای مختلف تشکیل داد که با ترکیب سازهای بومی و وارداتی، مانند ویولن، کلارینت و پیانو، موسیقی محلی اجرا کنند. بعد از انقلاب نیز، به دلیل محدودیتهایی که بر موسیقی اعمال شد، دوباره گروهنوازی مطرح شد و کمکم به جریان اصلی تبدیل شد. امروز، موسیقی نواحی که سابقاً با یک یا دو ساز اجرا میشد، در قالب گروههای ۱۰ تا ۱۵ نفره ظاهر شده که دیگر نمیتوان نام آن را موسیقی نواحی گذاشت.
به گفته جاوید، این تغییر باعث شده که بسیاری از رپرتوارهای اصیل موسیقی مناطق مختلف ایران از بین بروند و نسل جدید نتواند بهدرستی آن را درک کند.
فضای مجازی؛ شمشیر دو لبه
این پژوهشگر موسیقی نواحی، تأثیر فضای مجازی را در معرفی موسیقی بومی مهم اما دوپهلو میداند. او معتقد است که بسیاری از نوازندگان و خوانندگان بدون داشتن شناخت کافی از اصالتهای موسیقی نواحی، با انتشار اجراهای خود در شبکههای اجتماعی، بهعنوان استاد شناخته میشوند:
الان کافی است که کسی چند قطعه موسیقی نواحی را بنوازد و آن را در اینستاگرام منتشر کند. عدهای او را استاد خطاب میکنند، بدون اینکه این فرد شناخت کاملی از رپرتوار منطقه خود داشته باشد. در حالی که در گذشته، شاگردان برای یادگیری موسیقی باید سالها نزد استاد خود شاگردی میکردند و حتی در امور روزمره استاد نیز مشارکت داشتند. این فرآیند باعث میشد که شاگرد نهتنها مهارت نوازندگی بلکه شناخت عمیقی از فرهنگ و باورهای منطقه خود کسب کند.
هوشنگ جاوید در پاسخ به سوال سیدمهدی موسوی که چگونه میتوان از تکنولوژیهای جدید در حفظ و گسترش موسیقی ایرانی بهره برد؟، اظهار داشت:
تکنولوژی امروزه به ابزاری مهم در عرصه هنر تبدیل شده است. اما به نظر من، باید از آن بهعنوان یک مکمل استفاده کرد و نه بهعنوان یک جایگزین. در موسیقی ایرانی، استفاده از فناوریها میتواند کمک کند تا موسیقی به شکلی گستردهتر به گوش مردم برسد و همچنین برای ضبط و تحلیل آثار سنتی ابزارهای جدیدی فراهم میآورد. با این حال، نباید فراموش کنیم که اصالت و زیباییهای موسیقی ایرانی باید در قلب هر نوآوری و هر استفاده از تکنولوژی قرار گیرد.
جاوید در ادامه به نمونههایی اشاره میکند که نشان میدهد بسیاری از هنرمندان اصیل موسیقی نواحی به دلیل نبود حمایتهای لازم، در گمنامی به سر میبرند. او از علیرضا سلیمانی، پسر استاد حاج قربان سلیمانی، بهعنوان یکی از این هنرمندان یاد کرد و گفت:
بعد از درگذشت حاج قربان، برای پسرش چه کردند؟ آیا از او حمایت شد؟ در حالی که دهها نفر دیگر معرفی شدند که تواناییهای او را ندارند.
عدم حمایتهای دولتی و مقایسه با ورزشکاران
جاوید در ادامه این گفتوگو، به تفاوت حمایتهای دولتی از موسیقیدانان و ورزشکاران اشاره کرده و این وضعیت را ناعادلانه دانست:
یک ورزشکار که در یک رقابت قهرمانی پیروز میشود، میلیاردها تومان جایزه میگیرد، اما یک هنرمند موسیقی نواحی که کار او نیز تأثیر فرهنگی عمیقی بر جامعه دارد، حتی از حداقل حمایتهای مالی برخوردار نیست. جشنوارههای موسیقی فجر و دیگر رویدادهای مشابه، جوایزی در حد ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان برای برندگان در نظر میگیرند، در حالی که یک گروه موسیقی برای تمرین و اجرا باید هزینههای چند برابری متحمل شود.
وی بر این باور است که این نوع برخوردها باعث شده که بسیاری از اساتید بزرگ موسیقی نواحی خانهنشین شوند و افرادی که در فضای مجازی فعالتر هستند، بدون داشتن دانش عمیق، جایگاه اساتید واقعی را بگیرند.
آینده موسیقی نواحی ایران؛ امید یا ناامیدی؟
در پایان این گفتوگو، هوشنگ جاوید به آینده موسیقی نواحی ایران اشاره کرد و تأکید داشت که هنوز امکان احیای این میراث ارزشمند وجود دارد، اما نیازمند برنامهریزی و سیاستگذاری دقیق است. او پیشنهاد میدهد که دولت و نهادهای فرهنگی باید:
1.اساتید واقعی را شناسایی و حمایت کنند تا اصالتهای موسیقی نواحی از بین نرود.
2.برنامههای آموزشی جدی و ساختارمند تدوین کنند تا شاگردان جدید تحت آموزش صحیح قرار بگیرند.
3.جلوگیری از سطحینگری در فضای مجازی و تمایز بین هنرمندان واقعی و چهرههای اینستاگرامی.
4.بازتعریف جشنوارهها و رویدادهای موسیقی نواحی با تمرکز بر اصالت، نه صرفاً اجراهای نمایشی.
وی در نهایت با ابراز نگرانی از روند فعلی، تأکید کرد که اگر سیاستهای فرهنگی در مورد موسیقی نواحی تغییر نکند، در آینده چیزی جز نامی از این میراث ارزشمند باقی نخواهد ماند.