امیر دژاکام: تئاتر ایران در بحران هویت و سرمایهداری گرفتار شده است

تئاتر ایران در سال ۱۴۰۳ چه فراز و فرودهایی را تجربه کرد و به کدام سمتوسو رفت؟ امیر دژاکام، کارگردان و نویسنده مطرح، در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار ما، از بحرانهایی سخن میگوید که فراتر از مشکلات مالی، به تغییر ماهیت این هنر منجر شدهاند. او از چالشها، راهکارها و سرنوشت این عرصه میگوید؛ آیا سیاستهای فرهنگی، سلطه سرمایهداری و تغییر ذائقه مخاطب، تئاتر را از مسیر اصلی خود منحرف کردهاند، یا هنوز روزنهای برای بازگشت و احیای آن باقی است؟
به گزارش میزهنری،امیر دژاکام، کارگردان، نویسنده و بازیگر برجسته تئاتر ایران، در گفتوگو باخبرنگار میزهنری، به تحلیل وضعیت تئاتر در سال ۱۴۰۳ پرداخت. دژاکام که سابقهی طولانی در حوزههای مختلف تئاتر دارد، از مشکلات اساسی و چالشهای این عرصه سخن گفت و به بررسی عوامل مؤثر بر روندهای جاری پرداخت.
شاخصههای رشد تئاتر؛ بحران متن و فقدان ایدههای اجرایی نو
دژاکام در آغاز گفتوگو به اهمیت متن در تئاتر اشاره کرد و گفت:
“برای ارزیابی رشد تئاتر، اولین شاخصهای که باید مورد توجه قرار گیرد، کیفیت و عمق متنهاست. در سالهای اخیر، شاهد تولید نمایشنامههای ماندگار و تأثیرگذار نبودهایم. به عنوان مثال، آثاری مانند «عشقه»، «اسبها»، «پهلوان اکبر میمیرد»، و «آخر بازی» که در دورههای پیشین خلق شدهاند، هنوز هم در صحنههای مختلف اجرا میشوند. اما امروز، متأسفانه نمیتوانیم از نمایشنامههای قابل توجهی که در سالهای اخیر در تئاتر ایران تولید شده باشد، صحبت کنیم.”
وی همچنین بر اهمیت نوآوری در اجراهای تئاتری تأکید کرد و افزود:
“ما در تئاتر ایران شاهد ایدههای اجرایی جدید و متفاوتی نبودهایم. تئاتر به جای تبدیل شدن به فضایی خلاق و نوآور، بیشتر به نمایشهایی تبدیل شده که در آن چند نفر روی صحنه میایستند و به صحبتهای روزمره و گاه بیمحتوا میپردازند.”
سرمایهداری و چالشهای اقتصادی در تئاتر
دژاکام یکی از بزرگترین مشکلات تئاتر امروز را گسترش رویکرد سرمایهداری و حضور دلالان و سرمایهگذاران در این عرصه دانست. او در این باره گفت:
“در حال حاضر، تئاتر ایران تحت تأثیر فشارهای مالی و اقتصادی قرار دارد. به جای اینکه دولت و نهادهای فرهنگی از هنرمندان واقعی و خلاق حمایت کنند، میدان به دست تجار و تهیهکنندگانی افتاده که بیشتر به دنبال سود مالی هستند. این در حالی است که بهجای توجه به محتوا و ارزشهای فرهنگی، بیشتر به فکر درآمدزایی از تئاتر هستند.”
وضعیت معیشتی هنرمندان؛ بحران اقتصادی در جامعه تئاتری
امیر دژاکام به وضعیت نابسامان معیشتی هنرمندان تئاتر نیز اشاره کرد و گفت:
“هنرمندان تئاتر در سال ۱۴۰۳ با مشکلات اقتصادی جدی روبهرو بودند. بسیاری از آنها قادر به تأمین هزینههای زندگی خود از جمله کرایه خانه و هزینههای روزمره نبودهاند. وقتی میدان کار محدود است و هنرمندان مجبورند برای تولید یک اثر از جیب خود هزینه کنند، طبیعی است که وضعیت معیشتیشان بسیار دشوار خواهد بود.”
رونق تئاترهای تجاری؛ تغییر ذائقه مخاطب
این مدرس دانشگاه در ادامه به استقبال گسترده از تئاترهای تجاری با حضور چهرههای معروف اشاره کرد و گفت:
“تئاترهایی که چهرههای مطرح مانند نوید محمدزاده و پژمان جمشیدی در آنها بازی میکنند، موفقیتهای چشمگیری در جذب مخاطب و فروش داشتهاند. اما این موفقیتها در واقع نتیجه تغییر ذائقه مخاطب و تمایل به تئاترهای سطحی و تجاری است، نه رشد واقعی تئاتر به معنای هنری آن.”
سیاستهای فرهنگی نادرست و تأثیر آن بر تئاتر
دژاکام در پاسخ به سؤال سید مهدی موسوی درباره سیاستهای نهادهای فرهنگی در سال ۱۴۰۳، سیاستهای اتخاذ شده را انتقاد کرد و گفت:
“سیاستهای نهادهای فرهنگی در سال ۱۴۰۳ به جای حمایت از تئاتر ملی و هنرمندان واقعی، بیشتر به سمت درآمدزایی و تجاریسازی سوق پیدا کرده است. در واقع، بهجای توجه به تولید آثار با مفاهیم فرهنگی و ملی، بیشتر به تئاترهایی توجه شده که فروش بالاتری داشتهاند و این تئاترها نیز اغلب فاقد محتوا و ارزشهای عمیق فرهنگی هستند.”
آینده تئاتر؛ امید به تغییر رویکردها
با وجود تمامی این مشکلات، دژاکام همچنان به آینده تئاتر ایران امیدوار است و بر لزوم تغییر در سیاستهای فرهنگی و حمایت از هنرمندان واقعی تأکید کرد. او در این باره گفت:
“من همچنان امیدوارم که با تغییر سیاستها و بازنگری در تصمیمات فرهنگی، تئاتر ملی و مردمی ایران دوباره رونق پیدا کند. هنرمندان، نویسندگان و کارگردانان ما ظرفیت بالایی دارند که میتوانند آثار بزرگی خلق کنند، اما این امر نیازمند حمایت واقعی از سوی نهادهای فرهنگی و تصمیمگیرندگان است.”
در پایان، دژاکام درباره راهکارهای پیشنهادی برای بهبود وضعیت تئاتر ایران گفت:
“در شرایط کنونی، راهکار مشخصی نمیتوانم ارائه دهم، چرا که بهنظر میرسد که گوش شنوایی برای شنیدن این راهکارها وجود ندارد. سیاستگذاران باید واقعاً به وضعیت هنرمندان توجه کنند و برای بهبود شرایط اقدام کنند.”
به این ترتیب، وضعیت تئاتر ایران در سال ۱۴۰۴ همچنان با چالشهای جدی روبهروست و نیازمند تغییرات بنیادین در سیاستهای حمایتی و رویکردهای فرهنگی است.