موسیقی ایرانی؛ از بحران اصالت تا افقهای نوآوری

کتاب «سایهروشنهای موسیقی ایرانی» نوشته جاهد محمدی، آهنگساز، نوازنده و پژوهشگر موسیقی، چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ در آیینی با حضور جمعی از هنرمندان، استادان و علاقهمندان در موزه موسیقی ایران رونمایی شد.
به گزارش میز هنری، آیین رونمایی و جشن امضای این کتاب با اجرای نادر گوهرسودی و سخنرانی علیرضا پورامید، رضا مهدوی، دکتر روزبه خسروی و جاهد محمدی برگزار شد. همچنین محسن عبادتی، کاوه صالحی و گروه ژیوار به سرپرستی ژیوار شیخالاسلامی در این مراسم به اجرای موسیقی پرداختند.
محمدی در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار میز هنری، درباره انگیزه تألیف این کتاب گفت:«یکی از انگیزههای اصلی من برای انتشار این مجموعه، دغدغهای بود که در سالهای اخیر نسبت به چگونگی شناخت و درک موسیقی، بهویژه در میان نسل جدید، پیدا کردهام. به نظرم شناخت موسیقی صرفاً از طریق شنیدن یا فراگیری مهارتهای اجرایی حاصل نمیشود؛ بلکه مستلزم آشنایی با تاریخ و سیر تحول آن، زبان و ساختارهای موسیقایی، مبانی نظری و معیارهای زیباییشناختی است.»
وی با اشاره به سابقه شکلگیری مقالات این مجموعه افزود: «من این مقالات را از سال ۱۳۹۰ و حتی شاید پیش از آن، در مقاطع مختلف برای روزنامهها، مجلات، وبلاگها و وبسایتها نوشتهام. زمستان سال گذشته تصمیم گرفتم مجموعهای از این نوشتهها را دوباره بازخوانی و ویرایش کنم و در قالب یک کتاب منتشر کنم. در واقع، انتشار این مجموعه تلاشی برای طرح بخشی از دغدغههای من درباره ضرورت شناخت نظری و تاریخی موسیقی در کنار آموزش مهارتهای اجرایی است.»
ضرورت شناخت مرزهای فرهنگ موسیقایی
این آهنگساز و پژوهشگر موسیقی در ادامه، با تأکید بر اهمیت شناخت مؤلفههای هویتی فرهنگهای هنری، درباره مفهوم فرهنگ و ضدفرهنگ در موسیقی توضیح داد: «هر فرهنگ هنری، چه در موسیقی، چه در سینما، خوشنویسی یا سایر شاخههای هنر، دارای چارچوبها، مؤلفهها و شاخصهایی است که هویت آن را شکل میدهند و امکان شناخت، تحلیل و تمایزگذاری میان آثار و جریانهای مختلف را فراهم میکنند.»
محمدی افزود: «مسئله از جایی آغاز میشود که یک جریان بیرونی، یا حتی جریانی تازهپدید در درون همان فرهنگ، بدون برخورداری از ظرفیت لازم برای تعامل و پیوند ساختاری با بنیانهای آن وارد میدان میشود. در چنین شرایطی، بهجای آنکه زمینهای برای رشد و گسترش فرهنگ هنری فراهم کند، ممکن است به تضعیف مؤلفههای هویتی و تخریب ساختارهای آن منجر شود. من این وضعیت را نوعی حرکت ضدفرهنگی میدانم.»
وی با تأکید بر اینکه این دیدگاه به معنای مخالفت با تعامل فرهنگی و نوآوری نیست، ادامه داد: «منظورم بستن راه تعامل با جهان یا جلوگیری از نوآوری نیست؛ بلکه معتقدم هر عنصر تازهای پیش از آنکه وارد یک سنت هنری شود، باید از نظر قابلیت ارتباط، همنشینی و همافزایی با ساختارهای آن مورد تأمل قرار گیرد. قرار نیست هر پدیده تازهای صرفاً به دلیل تازگی، بهعنوان دستاوردی مثبت پذیرفته شود.»
دیدهشدن در فضای مجازی و چالشهای موسیقی ایرانی
این پژوهشگر موسیقی با اشاره به تأثیر گسترش شبکهها و پلتفرمهای مجازی بر فعالیتهای موسیقایی، یکی از آسیبهای این فضا را تغییر معیارهای ارزیابی آثار هنری دانست و گفت: «برای برخی از هنرمندان، دیدهشدن به عاملی تعیینکننده تبدیل شده و گاهی جای خلق اثر هنری و توجه به معیارهای کیفی و اصالتهای یک فرهنگ موسیقایی را گرفته است. در چنین فضایی، گاه ارزش یک اجرا نه بر اساس کیفیت و عمق هنری آن، بلکه بر مبنای میزان بازدید و توجهی که در فضای مجازی به دست میآورد، سنجیده میشود.»
وی همچنین به برخی کاستیها در شیوه اجرای موسیقی ایرانی اشاره کرد و افزود: «در اجرای موسیقی ایرانی نیز با کاستیها و گاه برداشتهای نادرستی مواجه هستیم؛ از تکنوازی و بداههنوازی گرفته تا شیوه ارائه ساز و آواز و حتی اجراهای ارکسترال. مسئله این است که در بسیاری از موارد، شناخت کافی از منطق درونی، ساختارها و ظرایف اجرایی این موسیقی وجود ندارد. به نظرم این وضعیت ضرورت بازنگری در شیوههای آموزش، نقد و ارزیابی موسیقی را بیش از پیش آشکار میکند.»
زیباییشناسی موسیقی ایرانی فراتر از ساختارهای صوتی
محمدی در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره رویکرد زیباییشناختی کتاب و پیوند موسیقی با دیگر حوزههای فرهنگی و هنری بیان کرد: «برای شناخت زیباییشناسی موسیقی ایرانی، نمیتوان صرفاً به صداها و ساختارهای موسیقایی محدود شد. این موسیقی پیوندهای عمیقی با ادبیات، شیوه زیستن، نگرش به معنا، عرفان و دیگر حوزههای هنر، از جمله معماری، دارد. حتی شیوه نشستن، نحوه در دست گرفتن و نواختن سازهای ایرانی نیز میتواند از منظر زیباییشناختی مورد توجه و بررسی قرار گیرد.»
وی ادامه داد: «در این کتاب کوشیدهام به برخی از این پیوندها و وجوه کمتر مورد توجه قرارگرفته بپردازم. البته این نگاه زیباییشناختی تنها به موسیقی دستگاهی محدود نمیشود. تلاش کردهام همین رویکرد را در مواجهه با موسیقی اقوام، موسیقی آیینی و موسیقی عرفانی نیز دنبال کنم و به برخی از ظرفیتها و زیباییهای نهفته در آنها بپردازم.»
نوآوری از مسیر شناخت ظرفیتهای سنت
این آهنگساز و نوازنده درباره نسبت میان سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی نیز اظهار کرد: «سالهاست که از سوی بزرگان موسیقی بر این نکته تأکید میشود که نوآوری بدون شناخت و توجه به سنت، نمیتواند بنیان پایداری داشته باشد و در نهایت شکننده خواهد بود. من نیز با این دیدگاه موافقم، اما معتقدم شاید پیش از آنکه به دنبال نوآوری باشیم، لازم است ظرفیتها و امکانهای کمتر دیدهشدهای را که در دل سنت خودمان وجود دارند، دوباره کشف کنیم.»
محمدی با اشاره به امکان بازآفرینی عناصر کمتر شناختهشده موسیقی ایرانی افزود: «بسیاری از این عناصر هنوز مجال ظهور نیافتهاند و میتوانند از طریق بازآفرینی و قرار گرفتن در زمینههای تازه، جلوههایی نو پیدا کنند. به نظرم این ظرفیتهای کشفنشده، یکی از مهمترین زمینههای شکلگیری نوآوری در موسیقی ما هستند.»
از مهارت اجرایی تا شکلگیری اندیشه هنری
وی در ادامه، درباره وضعیت منابع مکتوب و ضرورت ایجاد انگیزه برای مطالعه در میان هنرجویان و دانشجویان گفت: «به نظرم ما از نظر منابع مکتوب و آثاری که در این حوزه منتشر شدهاند، با کمبود چندانی مواجه نیستیم؛ آنچه کمتر به آن توجه شده، خود مسئله توجه و چگونگی ایجاد آن است. باید با استفاده از شیوهها و ابزارهای نوین، زمینهای فراهم کنیم تا هنرجویان و دانشجویان بیش از پیش به این موضوع توجه کنند که شکلگیری فهم در هنر، نیازمند مطالعه و شناخت سنتها، ساختارها و مبانی فکری آن است.»
این مدرس موسیقی با تأکید بر اهمیت پرورش نگاه تحلیلی و پرسشگر در نسل جدید تصریح کرد: «هدف صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه باید زمینه شکلگیری پرسش، تأمل و در نهایت تولید فکر را فراهم کنیم. به اعتقاد من، پیشرفت واقعی در هنر زمانی اتفاق میافتد که هنرمند از مرحله مهارت و توانایی اجرایی فراتر برود و به درکی عمیق از آنچه انجام میدهد برسد. خلاقیت بدون شناخت، اغلب به تکرار یا تجربههای زودگذر میانجامد؛ اما خلاقیتی که از دل فهم، مطالعه و آگاهی نسبت به سنتها شکل بگیرد، میتواند به آفرینش زبانی تازه و گشودن افقهای جدید در هنر منجر شود.»
مخالفت با دیدگاهها؛ فرصتی برای پژوهش بیشتر
محمدی در پاسخ به پرسشی درباره انتظارات خود از مخاطبان کتاب و تأثیر احتمالی آن بر نسل جدید گفت: «در پیشگفتار کتاب مطلبی نوشتهام که آن را برای پشت جلد نیز انتخاب کردهام. مقصودم این است که حتی اگر این کتاب با مخالفتهایی روبهرو شود، اما همین مخالفتها مخاطب را به مطالعه و پژوهش بیشتر ترغیب کند تا به این نتیجه برسد که دیدگاه من اشتباه است، باز هم کتاب به هدف خود رسیده است.»
وی تأکید کرد: «برای من، مهم این نیست که خواننده الزاماً با تمام دیدگاههایم موافق باشد؛ مهم این است که این نوشتهها او را به پرسشگری، مطالعه و شکلگیری اندیشهای مستقل سوق دهد. انتظار من این است که نسل جدید با شناخت و درک عمیقتری وارد عرصه موسیقی شود؛ ارزشها، ریشهها و شاخصهای فرهنگ موسیقایی ایرانی را بشناسد و بهجای تکرار صرف گذشته یا فاصله گرفتن بیتأمل از آن، بتواند با نگاهی آگاهانه و خلاق، این میراث را ادامه دهد و به بالندگی آن کمک کند.»
این آهنگساز و پژوهشگر در پایان خاطرنشان کرد: «برای من ارزشمندترین دستاورد این کتاب، نه تأیید دیدگاههایم، بلکه شکلگیری پرسشها و اندیشههایی است که بتوانند مسیر تازهای برای فهم و آفرینش در موسیقی بگشایند.»
کتاب «سایهروشنهای موسیقی ایرانی» دومین اثر مکتوب جاهد محمدی پس از انتشار کتاب «گاهوارهها» است. این مجموعه شامل مقالات و جستارهایی درباره ساختارشناسی، آسیبشناسی و زیباییشناسی موسیقی ایرانی و همچنین فرهنگ، تاریخ و اندیشه این حوزه است. نوشتههای کتاب که از سال ۱۳۹۰ به بعد در رسانههای مختلف منتشر شدهاند، در زمستان ۱۴۰۴ بازخوانی و بازنگری شدهاند. این اثر در ۲۶۶ صفحه از سوی انتشارات ندای سهند منتشر شده و هنرجویان، دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به موسیقی و فرهنگ و هنر ایرانی را مخاطب قرار میدهد.
سید مهدی موسوی